یکی از دلایلی که شب خونه مامان اینا دوست ندارم بمونم اینه که اینجا بیشتر فکر میکنم. دلیلشم اینه که اینجا شبا همه زود میخوابن و من که تنها میمونم فکرام آوار میشن رو سرم. واسه همین از اینجا فراریم تا همین چند لحظه پیش داشتم آرشیو قدیمی استوریامو نگاه میکردم. اینکه چی بودم و چی شدم، اینکه ده سال از اون افکارم گذشته. و خب دلم نمیخواد به گذشته فکر کنم چون دلتنگ همه چیزایی میشم که داشتم و دیگه ندارم. یادم اومد که چقد رمان بعد از ابر، کافه پیانو و قهوه سرد آقای
برچسب:
نویسنده: میلاد فدایی
تاريخ: يکشنبه
25 مرداد
1405 ساعت: 16:56